دنیای شعر

شعر های شاعران بزرگ

ایینه

آینه
می بینم صورتمو تو آینه
با لبی خسته میپرسم از خودم
این غریبه کیه از من چی میخواد
اون به من یا من به اون خیره شدم
باورم نمیشه هرچی میبینم
چشمامو یه لحظه رو هم میذارم
به خودم میگم که این صورتکه من
میتونم از صورتم ورش دارم
میکشم دستم روی صورتم
هر چی باید بدونم دستم میگه
منو توی آینه نشون میده
میگه این توای نه هیچکس دیگه
جای پاهای تموم غصه هامم
رنگ غربت تو تموم لحظه هام
مونده روی صورتت تا بدونی
حالا امروز چی ازت مونده بجا
آینه میگه تو همونی که یه روز
میخواستی خورشیدو با دست بگیری
ولی امروز شهر شب خونت شده
داری بی صدا تو قلبت میمیری
میشکنم آینه رو تا دوباره
نخواد از گذشته ها حرف بزنه
آینه میشکنه هزار تیکه میشه
اما بازتوهر تیکش عکس منه
عکسا با دهن کجی بهم میگن
چشم امیدو به بر از آسمون
روزا با هم دیگه فرقی ندارند
بوی کهنگی میدن تمومشون
.
شعر از فرهاد

 

 

 



+   مینا سادات سجادی ; ۸:۳۳ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

علم بهتر است یا ثروت

به نظر من علم بهتر است  اگر علم و دانش داشته باشی خیلی بهتر از ان است که ثروت داشته باشی چون اگر ثروتت را از دست بدهی دیگر همه چیزت را از دست میدهی اما اگر علم داشته باشی حتی اگر پولت را هم از دست بدهی باز هم میتوانی ثروتمند بشوی مال با هزینه کردن کم اید و دانش با پراکنده شدن بیفزاید ای کمیل دانش به از مال است که دانش تورا پاسبان است و تو مال را نگهبان دانش فرمانگذار است و مال فرمانبردار

+   مینا سادات سجادی ; ٤:٠٤ ‎ب.ظ ; ۱۳۸۸/۱۱/٤
    پيام هاي ديگران ()  
 

design by macromediax ; Powered by PersianBlog.ir